خاطره ای از داستان یک سفر پر دردسر

0

خاطره ای از داستان یک سفر پر دردسر

خاطره ای از داستان یک سفر پر دردسر
خاطره ای از داستان یک سفر پر دردسر

با سلام، این مطلب توسط یکی از فعالان در عرصه گردشگری نوشته شده است، خاطره ای است از یک سفر با برنامه ریزی عالی که به یک سفر پر دردسر تبدیل میشود. با پارسیان گشت همراه باشید تا با تجربه اینگونه سفر پر دردسر، کمو بیش آشنا شوید.
ممکن است شما نیز روزی، درگیر همچین مشکلاتی بشوید، امید است با خواندن این مطلب تجربه لازم برای مقابله با اینگونه شرایط سخت را پیدا کنید.

شرح سفر :

بلاخره این کنفرانس در روز چهارشنبه در اتریش برنامه ریزی شد. صبح پنجشنبه من در قطار در راه اسلواکی بودم. صبح جمعه در اطراف براتیسلاوا آواره شده بودم و به دنبال یک دندان پزشک برای کمک به کاهش دندان درد ام بودم. مشکل اصلی من آنجا بود این سفر آنطور که برنامه ریزی کرده بودم پیش نمیرفت و کم کم نگران برنامه ریزی هایم شده بودم.

من در اتریش، شهر کیتزبئهل بودم و به منظور شرکت در نشست سفر های اجتماعی به آنجا سفر کرده بودم. این نشست به طور سالانه برگزار میشود و افراد تاثیر گزار فعال در زمینه گردشگری آنلاین و پیشگامان و سیاست گزاران صنعت گردشگری گرد هم می آیند تا با یکدیگر پیشرفت کنند، یادبگیرند، منافع یکدیگر را توسعه دهند و به اشتراک بگذارند.

تقریبا چند هفته سخت مشغول کارکردن بر روی ریز ترین نکات کنفرانس بودم و سعی میکردم تا کنفرانس را جوری مدیریت کنم که بهترین نتیجه را در پی داشته باشد و بعد از آن درگیر حل مشکلات مروبط به سایت بودم.

من در تمامی اوقات از جمله: صبح زود، آخر شب یا وقتی که از کار های دیگرم فائق می آمدم سعی میکردم بر روی پروژه هایی که دوست دارم در آینده بر روی آنها تحقیق کنم، کار میکردم.

پاداش تمامی این زحمت ها و سختی های من این بود که یک تور تشویقی سفر سه روزه به اروپابراتیسلاوا و دو شب در شهر وین جایزه گرفتم.
قبل از برگشت به خانه به این سفر رفتم. در واقع من چندین ماه بود که به دنبال همچین سفری بودم و به این شهرها تا به حال سفر نکرده بودم.

صبح جمعه از خواب بیدار شدم، سر درد شدیدی داشتم به علاوه احساس خفگی و فشار زیاد بر قسمت آرواره های صورت داشتم، و حس بسیار بدی به من دست داده بود. من مطمئن بودم این مسائل نباید درست باشد. امیدوار بودم درمان هایی که چند ماه پیش برای رفع عفونت دندان هایم استفاده کرده ام، مشکل را حل کرده است، اما در واقع تمام این درمان ها مقطعی بوده و دوباره این مسائل شروع شده بود.

لپتاپم را روشن کردم، در گوگل سرچ کردم: دندان پزشک در براتیسلاوا، چند دکتر پیدا کردم و با آنها تماس گرفتم، آنها نیز نتوانستند بیماری خارج از نوبت آن هم در روز جمعه قبول کنند.
به لابی هتل رفتم و با یکی از کارمند های هتل صحبت کردم و مشکل خود را عنوان کردم، او یک کلینیک دندان پزشکی نزدیک به هتل به من معرفی کرد که چند بلوک با ما فاصله داشت و نقشه را برای من علامت گذاری کرد تا بتوانم به آنجا برسم.

بعد از مدتی به آنجا رسیدم و کمی ترسیده بودم، نمای ساختمان بسیار قدیمی بود و از بیرون احساس خوبی به من دست نمیداد.
درب ورودی قفل به نظر می آمد. خوشبختانه یک مرد دیگری نیز به همان مرکز میخواست وارد شود و در را توانست باز کند و من نیز با او وارد شدم و با هر قدمی که ورمیداشتم احساس درد بیشتری بود که حس میکردم.
به محض ورودم به مطب حس کردم یک موسیقی گوشنواز در حال پخش شدن است. حس میکردم وارد ابر ها شده ام، تمامی دیوار ها،سقف،کف مطب،لباس ها،میز منشی همگی رنگ سفید داشتند. تنها شی که آبی رنگ بود یک آکواریوم بود که یک ماهی در آن بود که به شدت به این طرف و آن طرف شنا میکرد. آفتاب از بیرون بر تابلو های نصب شده بر دیوار میتابید که نوشته هایی راجع به خوشحالی و مهربانی بودند.

مطب دندان پزشکی
مطب دندان پزشکی

فضای عمومی این مطب آرام ترین و بی نظیر ترین مطبی بود که تا به حال دیده بودم.

قبل از اینکه فرصتی برای نشستن پیدا کنم مراحل قبل ویزیت سپری شد و به اتاق دکتر رفتم، من درواقع نمیخواستم کار خاصی بر روی دندان هایم انجام دهم، فقط میخواستم با تجویز قرص و آمپول و آنتی بیوتیک ها عفونت و درد را به صورت مقطعی در طول سفر قطع کنم و بعد از برگشت به خانه، دکتر شخصی خودم، کار های اصلی را انجام دهد.

کادر کلینیک و امکانات بسیار کارآمد و سریع بودند و بعد از انجام انواع آزمایش ها و تست ها، داروهایی تجویز کردند و من قبض مخارج را که به قیمت 19 یورو بود را پرداخت کردم و هزینه یک هفته آنتی بیوتیک و یک بسته ایبوپروفن 9 یورو شد.

متاسفانه، این درمان ها به این معنی نبود که درد های من به صورت مقطعی قطع خواهند شد و من میتوانم از ادامه سفر لذت ببرم، بلکه تازه شروعه ماجرا بود، بعد از آن 4 روز بیشتر در اتاق خود در هتل بودم و درد بسیار شدیدی داشتم. برای این موقعیت بسیار ناراحت بودم.
من دوست داشتم از انواع غذاها و نوشیدنی ها در براتیسلاوا و وین را امتحان کنم که با مصرف آنتی بیوتیک ها غیر ممکن بود.

من همش در افکار خود به غذاها فکر میکردم و میگفتم ای کاش میتوانستم از سوسیس های سنتی یا غذاهای محلی این منطقه امتحان کنم اما هیچجوره امکان نداشت که بتوانم این غذاها را بخورم به دلیل ناتوانی در جوییدن غذاها این امکان ممکن نبود. من بسیار ناراحت و افسرده شده بودم.

براتیسلاوا
براتیسلاوا

بسیار مشتاق بودم تا از هردو شهر با دقت دیدن کنم، از جمله گالری های هنری زیبا تا یک کنسرت کلاسیک و در واقع برنامه خاصی برای خود در نظر نگرفته بودم فقط میخواستم از هرچیز موجودی نهایت لذت را ببرم که متاسفانه امکان پذیر نبود.

دندان درد و سردرد مرا از پای درآورده بود و تقریبا در اتاق مبحوس مانده بودم.

به شرکت هواپیمایی کانادا تماس گرفتم و در مورد قیمت تغییر بلیط و برگشت زودتر از موعد به خانه صحبت کردم که گفتند: این حدودا 900 دلار برای شما هزینه خواهد داشت. 900 دلار خیلی هزینه بالایی بود هزینه اتاق و اقامت من در هتل بسیار کمتر از این میزان بود.

مدام مشغول صحبت کردن با خودم بودم و گفتم: اگر قرار است که برنامه ریزی سفر من محقق نشود و مدام در حال رنج کشیدن باشم بهتر است در خانه باشم تا در هتل و امیدوار بودم این سفر پر دردسر به زودی تمام شود. حداقل در خانه امکانات بسیار بیشتری خواهم داشت از جمله: وای فای، یک تخت راحت برای استراحت، خوابیدن تا هروقت که دوست داشتم، ولی این کار ها در هتل تا حدی امکان پذیر نبود. شب ها برای اینکه حواس خود را از دندان درد پرت کنم، شروع به دیدن چند قسمت از یک سریال کردم. ( ادامه اش را در خانه ادامه دادم )

خودم را مجبور کردم در هرروز حداقل برای یک ساعت هم که شده شهر های اسلواکی و اتریش را دیدن کنم و از سوپ کدو تنبل که بسیار معروف و محبوب است نیز امتحان کنم. از آنجایی که سوپ جزو مایعات محسوب میشود میتوانستم آن را بنوشم.

در براتیسلاوا کافه های بسیار زیادی وجود دارد و یکی از این کافه ها در نزدیکی هتلی که اقامت داشتم بود و تصمیم گرفتم به آنجا بروم تا از معجون های مخصوص آنها استفاده کنم، آخر در مصرف مایعات هیچ مشکلی نداشتم.

مدت کوتاهی در اطراف شهر قدیمی براتیسلاوا قدم زدم و چند عکس نیز توانستم بگیرم که حداقل خودم را اینگونه راضی نگه دارم. بیشتر سعی کردم قهوه و سوپ بنوشم.

قهوه فروشی سیار در سفر پردرسر
قهوه فروشی سیار در سفر پردرسر

 

وقتی به وین رسیدم، اصلا حس و حال ترک هتل را نداشتم، بنابراین تصمیم گرفتم که یک راننده استخدام کنم تا مرا در شهر بگرداند و بتوانم شهر را ببینم. اما متاسفانه وقت کافی برای این هماهنگی ها وجود نداشت.

شاید خنده دار باشد اما فقط توانستم یکبار از اتاق خود خارج شوم و آن هم برای سرو سوپ بود؛ نگرانی این را داشتم که با شکم خالی و مصرف این همه دارو ممکن است به معده و بدن خود آسیب وارد کنم.

به کافه لندتمن (Cafe Landtmann) رفتم که همیشه آرزوی دیدن این کافه را داشتم. اگر فقط یک انتخاب در وین داشتم، انتخاب من رفتن به کافه بود که از سال 1873 مشغول کار کردن است.

تنهای کاری توانستم بکنم آن بود که در بالکن بنشینم و از خوردن سوپ لذت ببرم و به لباس ها و خدمات کارکنان آنجا بنگرم. همین!

صبح روز بعد به فرودگاه رفتم. کمی نگران پرواز بودم و میترسیدم پرواز باعث متورم شدن و درد بیشتر دندان و آرواره هایم شود.
ایا ممکن است فشار هوای هواپیما درد مرا بیشتر کند؟

همچنین نمیتوانستم به صورت آنلاین پرواز خود را ثبت کنم و مجبور شدم به یکی از کیوسک های فرودگاه که صف طولانی از جمعیت در آنجا بود مراجعه کنم و بعد از مدتی طولانی توانستم ثبت نام کنم.

بعد از آن لحظه من بهترین و لذت بخش ترین سفر برگشت به خانه خود را تجربه کردم. فشار کابین هواپیما تاثیر بدی بر من نداشت.
هر دو پرواز سر وقت و بدون معطلی انجام شد و من با وجود طولانی بودن پرواز ولی پرواز بسیار خوبی را تجربه کردم.

شاید بشود گفت: تنها چیزی که در این سفر به خوبی انجام شد. تقریبا سفر پردردسر من به پایان رسیده بود.

پیش بینی کردن اینگونه وضعیت ها در سفر بسیار سخت و غیر ممکن است. عفونت و مشکل من مشکلی اورژانسی محسوب نمیشود اما به اندازه ای بد بود که مرا از دیدن و گشتن در شهر محروم کرد.
این سفر که پاداش سخت کار کردن من بود، به صورت فاجعه انگیزی تمام شد. با این حال آنقدری از براتیسلاوا و وین دیدن کردم که بگوییم دوست دارم باز هم به آنجا بازگردم.

این سفر به اندازه کافی ناامید کننده بود میدانم، اما میتوانست بسیار بدتر از این نیز تمام شود. بعد ازبرگشت استراحت بسیار زیادی کردم و برای درمان دندان پیش رو، مقدار کافی پول پس انداز دارم. پس میتوانم برای مدتی استراحت کنم.

امیدواریم از خطره یک سفر پر دردسر، نهایت لذت را برده باشید.

منبع :  http://www.parsiangasht.com/

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.